من فقط براي سايه خودم مي نويسم
:: HOMEPAGE :: E-MAIL :: Archive


عناوين مطالب وبلاگ من فقط براي سايه خودم مي نويسم

تو همه چیز منی ؟ _ همه چیز یعنی چه چیز ؟! :: ۱۳۸۸/۳/٧
وقتی تنهایی نصف میشه ! :: ۱۳۸۸/٢/۱
فقط میخواستم بنویسم ( به زودی ) ! :: ۱۳۸۸/۱/۱٢
داريوش جان تولدت مبارک :: ۱۳۸٦/۱۱/۱٥
من و تو چه بی کسيم .. وقتی تکيه مون به باده . :: ۱۳۸٦/٩/۱۸
همه حرف هايم دروغ بود ، باور كن !! :: ۱۳۸٦/۸/٢٠
جان من سنگدلی ! دل به تو دادن غلط است . :: ۱۳۸٦/۸/٤
ميون آتش افتاديم ، شديم از روي دنيا گم ! :: ۱۳۸٦/٦/۱٩
رقص شبانه :: ۱۳۸٦/٦/٩
<<.....HAPPY MY Birthdayy ....>> :: ۱۳۸٦/٥/٢٢
اين منم ! :: ۱۳۸٦/٤/۱۱
شانه هايت را براي گريه كردن دوست دارم ... :: ۱۳۸٦/٤/٥
من نه چنانم که تويی .. تو نه چنانی که منم . :: ۱۳۸٦/٤/٢
طاقت من نيست مرا ... :: ۱۳۸٦/۳/۱٥
دلم ميخواد گريه كنم براي مرگ رازقي :: ۱۳۸٦/٢/۱۳
۱۳۸٦/۱/۱٧ :: ۱۳۸٦/۱/۱٧
نوروزي ديگر آمد و ما هنوز سرگردانيم ... :: ۱۳۸٥/۱٢/٢۸
الف مثل آ .... ؟ ! :: ۱۳۸٥/۱٢/۱٩
دلم ميسوزد از باغي كه ميسوزد ... :: ۱۳۸٥/۱٢/۳
دهانت را مي بويند ، مبادا گفته باشي دوستت دارم ! :: ۱۳۸٥/۱۱/٢٥
داريوش جان تولدت مبارک ... :: ۱۳۸٥/۱۱/۱٥
تو با دست مهربوني .. به تنم مرهم كشيدي .. برام از روشني گفتي .. پرده شب رو دريدي :: ۱۳۸٥/۱۱/۱۱
بي همگان به سر شود ، بي تو به سر نمي شود . :: ۱۳۸٥/۱۱/۳
حتی عشق هم برای من غم نامه ای ديگر است .. :: ۱۳۸٥/۱٠/٢۸
آنها که زيبا رفتند وای به حال ما که مانديم ! :: ۱۳۸٥/۱٠/٢٧
گفتی از عشقم حذر کن ... چه بد کردم نکردم ! :: ۱۳۸٥/۱٠/۱٧
ما هم بالاخره شديم کارشناس پرستاری !! :: ۱۳۸٥/۱٠/۱٤
جايی همين نزديکی ... :: ۱۳۸٥/۱٠/۱٠
تو سلام ميکنی ، من از ترس خداحافظي بغض ميكنم ! :: ۱۳۸٥/۱٠/٧
از خماري چشمانت تا مهرباني قلبت خط اجباري ست براي حسرت من ! :: ۱۳۸٥/٩/٢٢
شب ، سايه روح سياه كيست ؟ :: ۱۳۸٥/٩/۱۸
وای اگه برگرده پيشم ... براش پروانه ميشم :: ۱۳۸٥/٩/۱٢
تو به خاك افتادي ... كمر عشق شكست ... :: ۱۳۸٥/٩/٦
قرار ساعت پنج و سي دقيقه :: ۱۳۸٥/٩/٢
در نگاهت مانده چشمم ، شايد از فكر سفر برگردي امشب :: ۱۳۸٥/۸/٢٥
نرو كه رفتنت صلاح ما نيست ... :: ۱۳۸٥/۸/۱٧
ظلمت همه دنيا ست وقتی تو نمي تابی .. :: ۱۳۸٥/۸/۱٢
من و يک دريچه و هزار راه تا تو .... :: ۱۳۸٥/۸/٧
چی بگم وقتی آفتاب نمی تابه ... :: ۱۳۸٥/٧/٢٩
همچو گل چند به روی همه خندان باشی ؟! :: ۱۳۸٥/٧/٢۱
گناه هايت را با تکفير ديگران پنهان نکن . :: ۱۳۸٥/٧/۱۳
عروسک قصه من گهواره خوابت کجاست ؟ :: ۱۳۸٥/٧/٦
چشم هايم را فراموش کن ! :: ۱۳۸٥/٦/۳۱
زير بار با تو بودن يه ستون نيمه جونم :: ۱۳۸٥/٦/٢٥
من از لحظه هايم تنها تو را ميخواستم ... :: ۱۳۸٥/٦/۱٦
جان من سنگدلی .... دل به تو دادن غلط است ! :: ۱۳۸٥/٦/٩
تو سپيدی ... من سياهم ... :: ۱۳۸٥/٥/۳۱
و ... ۲۲ سال گذشت ! :: ۱۳۸٥/٥/٢٢
كي ميشه که من و تو مابشيم و رها بشيم ... :: ۱۳۸٥/٥/۱٢
اون زمون كه قلب ما پر بود از شادي و شور ... :: ۱۳۸٥/٥/٧
ای کاش ميتوانستم خون رگان خود را من قطره قطره قطره بگريم ، تا باورم كنند ! :: ۱۳۸٥/٥/۳
تو بخونی ، تو بدونی ، از خودم بيش از تو خسته ام :: ۱۳۸٥/٤/٢٩
رازقی پر پر شد .... :: ۱۳۸٥/٤/٢٠
لحظه ها در گذرند و ديگر نه من می مانم و نه تو ... :: ۱۳۸٥/٤/۱٢
محبس خويشتن منم :: ۱۳۸٥/٤/٧
ياری نيست که هم خانه اش شود . :: ۱۳۸٥/٤/۳
يک تکه برای خودم :: ۱۳۸٥/۳/۱٠
اشك و مه :: ۱۳۸٥/٢/٢۱
why me ? ... why not :: ۱۳۸٥/٢/۱٤
گذرگاه :: ۱۳۸٥/٢/٤
تو حيرانی در اين هنگامه .. من هم از تو حيران تر :: ۱۳۸٥/٢/۱
جام خالی :: ۱۳۸٥/۱/٢٦
حريق دريا رو ببين ! :: ۱۳۸٥/۱/۱٤
زنده بوديم اگه فردا .. وعده ما لب دريا ! :: ۱۳۸٥/۱/۳
يا بياميز يا بياموزم ... :: ۱۳۸٤/۱٢/٢٩
بیانیه معترضانهء جمعی از هنرمندان بزرگ عرصه ی ترانهء نوین :: ۱۳۸٤/۱٢/٢٥
به من نگو دوست دارم که باورم نميشه :: ۱۳۸٤/۱٢/٢٤
نبسته پيمان گسسته ای تو دل غمينم شکسته ای تو :: ۱۳۸٤/۱٢/۱٩
هنوز برای مردن وقت مانده ست ! :: ۱۳۸٤/۱٢/۱۱
بدون شرح :: ۱۳۸٤/۱٢/۱۱
ناقوس شوم مرگ مينوازد چنين بی رحم! :: ۱۳۸٤/۱٢/٦
جاده :: ۱۳۸٤/۱٢/۱
ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد :: ۱۳۸٤/۱۱/٢٤
اشک هايم را کم آورده ام ! :: ۱۳۸٤/۱۱/٢٠
ای همه صدای عشق تولدت مبارک !!! :: ۱۳۸٤/۱۱/۱٥
هديه آسمانی :: ۱۳۸٤/۱۱/۱٤
من از تو ميمردم اما تو زندگانی من بودی :: ۱۳۸٤/۱۱/۱٢
طلايه دار :: ۱۳۸٤/۱۱/۸
از تو خوندن از تو سر رفتن و موندن :: ۱۳۸٤/۱۱/٤
پرنده مهاجر :: ۱۳۸٤/۱٠/٢٦
سايه كم رنگ :: ۱۳۸٤/۱٠/۱٦
روزها ميروند و باز من از تو دور مانده ام ! :: ۱۳۸٤/۱٠/۱٠
ترنم ترانه ام را اگر ديدی سلام مرا هم برسان . :: ۱۳۸٤/۱٠/٥
رگانم يخ زده ست . رکود سرخابه اش را می بينی ؟ :: ۱۳۸٤/۱٠/۱
صفر مطلق :: ۱۳۸٤/٩/٢٧
يادمه بچه بوديم تو گذشته های دور :: ۱۳۸٤/٩/٢٢
شکست نياز :: ۱۳۸٤/٩/۱۸
عادت :: ۱۳۸٤/٩/۱٦
اتاق :: ۱۳۸٤/٩/۱٢
تمام شد .. تمام :: ۱۳۸٤/٩/۳
بغض :: ۱۳۸٤/۸/٢٥
باران :: ۱۳۸٤/۸/۱٤
شقايق هميشه بيدار است . :: ۱۳۸٤/۸/۸
نيايش :: ۱۳۸٤/۸/٢
باتلاق :: ۱۳۸٤/٧/٢۳
هوس :: ۱۳۸٤/٧/۱٦
صبح ها حالم بهم می خورد ! :: ۱۳۸٤/٧/۸
آپديت :: ۱۳۸٤/٧/٤
تفريح با سردرد ! :: ۱۳۸٤/٦/٢٩
حماقت :: ۱۳۸٤/٦/٢٦
ما تا کجا با هم بوديم ؟ :: ۱۳۸٤/٦/٢۳
تو چی فکر ميکنی ؟ :: ۱۳۸٤/٦/٢۱
غريبه :: ۱۳۸٤/٦/۱٥
گنجشکک اشی مشی ۲ :: ۱۳۸٤/٦/٩
گنجشکک اشی مشی :: ۱۳۸٤/٦/٩
نقطه سر خط :: ۱۳۸٤/٦/٦
غروب بامداد :: ۱۳۸٤/٥/۱
آيينه :: ۱۳۸٤/٤/٢٦
آری عشق که هست :: ۱۳۸٤/٤/٧
تو هم از ما نبودی :: ۱۳۸٤/۳/٩
پژواک :: ۱۳۸٤/٢/٢٤
لحظه ها :: ۱۳۸٤/٢/۱
نمی خواهم نا امید باشم... :: ۱۳۸٤/۱/٢٥
گلايه :: ۱۳۸٤/۱/۱٦
مناجات :: ۱۳۸٤/۱/٥
بهار :: ۱۳۸۳/۱٢/٢٧
بازگو :: ۱۳۸۳/۱٢/٢۱
تولدی ديگر :: ۱۳۸۳/۱٢/۱۳
لحظه ديدار نزديک است ؟ :: ۱۳۸۳/۱٢/۱۳
سر خط . :: ۱۳۸۳/۱٢/۱٢
شب شکن :: ۱۳۸۳/۱٢/۱٠
آدمک ها :: ۱۳۸۳/۱٢/۸
حسی که هميشه می ماند :: ۱۳۸۳/۱٢/٦
به يادگار نوشتم خطی به دلتنگی :: ۱۳۸۳/۱٢/٦