من فقط براي سايه خودم مي نويسم
:: HOMEPAGE :: E-MAIL :: Archive


بي همگان به سر شود ، بي تو به سر نمي شود .

نوشته شده در ساعت ۱۳۸٥/۱۱/۳ توسط مريم

تمام نا تمام من با تو تمام می شود    شاعر بی نام و نشان صاحب نام میشود

تمام من به نام تو شعر دوباره می شود     بند سکوت کهنه ام چهار پاره میشود

تمام نه   تمام نه !    که جام ناتمام لبریخته ام  

                                            تمام نه  تمام نه!   که نا تمامی از تو آویخته ام

چکه کن ای ابرک من مثل ستاره بر زمین   

                                            طلوع میلاد مرا در شب بی سحر ببین

یک بار روایت بهار را برای عابری گفتم نگاهی از سر ناباوری کرد و گذشت .. بعد از آن یاد گرفتم از بهار شکوفه های قلبم برای کسی نگویم تا زمانی که باور کنم لیاقت شنیدنش را دارد ! ... آری از تو نمی شود برای همه کس گفت .. انگار گوش هایشان ناآشناست به واژه عشق و یا مغزشان در پی توجیه و تفسیر علت این عشق میگردد ! .. چه دلیلی بالاتر از تمامیت وجود تو برای منی که نا تمام بودم ؟ ... چه دلیلی محکم تر از معجزه عشق که برای هرکسی رخ نمی دهد ... چه چیزی بهتر از این که من کسی را دوست دارم که جنس علاقه اش در هیچ تعریفی نمی گنجد و کیفیت و کمیتش را با هیچ معیاری نمیشود سنجید ...

کاش میشد به راحتی داستان هایم از تو بنویسم ... ولی هرگاه سخن به اینجا میکشد دستم می لرزد ، كلمات در دهانم نمي چرخد و مغزم انگار كه فشار سنگيني متحمل شده ست مات ميشود ... نه ميخواهم تو را به دنياي خيالم وارد كنم و نه در واقعيت فعلي من حضور داري كه بتوانم روايتت كنم فقط مي خواهم همان تصوير بكر و زيبا براي هميشه در ذهنم بماند .. تصويري كه با آن بزرگ شدم .. صدايي كه با آن اميد دوباره گرفتم و چشم هايي كه هنوز هم برايم پر از سوال اند ...

كليپ اين آهنگ را كه ميديدم خوشحال تر از قبل بودم چون اين سال ها كه اعتياد را كنار گذاشتي و به هزاران انسان ديگر هم كمك ميكني تا به اين دنياي پاكي و حقيقي وارد شوند ، بيشتر دوستت دارم .

هميشه وقتي كم حرف ميشوم بيشتر فكر ميكنم و وقتي بيشتر فكر كنم يعني بيشتر دوستت دارم .. چون معتقدم هيچ زباني براي عشق رساتر از زبان سكوت نيست ... سكوت و گوش سپردن به لحن صداي كسي كه دوستش دارم قشنگ ترين لحظه هاي زندگي ست ...

حرف نميزنم بمون ... بغض نمي كنم ببين !

                           اولين پوستر داريوش تو اتاقم


هر كسي هم نفسم شد دست آخر قفسم شد

چند هم نفس لينک ثابت مطلب | ابتداي صفحه