من فقط براي سايه خودم مي نويسم
:: HOMEPAGE :: E-MAIL :: Archive


نيايش

نوشته شده در ساعت ۱۳۸٤/۸/٢ توسط مريم

خدايم .... خدايم !      آه ای خدايم !

صدايت می زنم بشنو صدايم .

شکنجه گاه اين دنياست جايم       به جرم زندگی اين شد سزايم

آه ای خدايم بشنو صدايم ...

مرا بگذار با اين ماجرايم        نمی پرسم چرا اين شد سزايم

آه ای خدايم بشنو صدايم ....

... خدايم ای پناه لحظه هايم

صدايت می زنم با گريه هايم     صدايت می زنم بشنو صدايم ....

اين چند شب خيلی دلم گرفته . نمی دونم مثل بقيه روزها با خودم بيگانه ام ! خسته ام . بی حوصله ام . احساس می کنم تو جريانی از زندگيم قرار دارم که ديگه هيچ وقت تکرار نميشه ... شايد ۳ سال پيش وقتی تمام فکرم کنکور بود هيچ وقت تصور نمی کردم که زمانی بياد که به راحتی با سخت ترين بيمارها روبرو بشم و مجبور باشم بدترين صحنه ها رو ببينم و چه زود عادت کردم !!!

شده تا حالا تو يه جايی قرار بگيری که يه لحظه فکر کنی متعلق به اونجا نيستی ولی با قدرت انطباق خيلی بالايی که داری خودت رو خوب و موجه نشون بدی ؟؟ اين روزها به همين قدرت انطباق خنده ام می گيره که ما آدم ها چقدر می تونيم قوی باشيم در حالی که فکر می کنيم با کوچکترين ضربه ای می شکنيم ..

رو دلم يه چيزی سنگينی می کنه و بايد اينو بهت توضيح بدم . به سايه های ديوار . به تو که زل زدی به سياهی چشمام که سرنوشت شومم رو جستجو کنی .. يه چيزی مثل احساس گناه رو دلمه .. حس می کنم کاملا برعکس جهت زندگيم حرکت کردم و الان يکدفعه به خودم اومدم .

حداقل گناهم اين بوده که به زندگيم به اندازه يک انسان ارزش ندادم . به زندگی که تنها به حکم شانس هنوز روی روال مثبت می چرخه . هنوز دستام قدرت نوشتن داره و پاهام توان راه رفتن . هنوز کنترل وزن و تناسب اندامم دست خودمه و به هيچ دارويی بالاتر از آنتی بيوتيک محتاج نيستم و اين وامی هست که بايد دينش را پرداخت . به اندازه آدم های سالم شاد نيستم و به اندازه آدم های بيمار ناراحت !! معلقم همينطور که چرا جريان زندگی اينقدر معلقه !!! چرا يکی بالا و يکی پايين .. چرا يکی خوشبخت و يکی مفلوک .. چرا بايد اينطور باشه و بايد ندانيم که چرا اينطور است !!!

قبلا اعتقاد نداشتم به خيلی چيزها . به همين احساس ها . به همين لحظاتی که ميتوان با خدا در ميان گذاشت .. ولی امشب شايد بتوان کمی نزديک شد . اگر بار گناهانم بگذارد ... اگر اعتقادی مانده باشد که در اين وانفسا ذره ای از عشق هم اگر بماند نامردی های روزگار بر بادش خواهد داد ...

برای کسانی که دوستشان داريد دعا کنيد که هميشه سالم باشند و مهرتان را پاسخ گويند و برای خودتان هم دعا کنيد که بتوانيد دوست بداريد آنهايی را که لايق عشق ورزيدن هستند ..

 اي بزرگ موندني ... اي طلايه دار روز

راستی بالاخره از ديشب برنامه آيينه در اميد ايران پخش شد . هر هفته یکشنبه شبها حدود ساعت ۱۱ اين برنامه شروع ميشه .

ای تو ياور بزرگ همه قلب های شکسته

ای تو مرهم عزيز هرچی دست پينه بسته

رو کدوم قله نشستی تو که دنيا زير پاته

غصه دست های خالی .... لرزش پاک صداته

من که فقط با ديدنش آرامش گرفتم و خوشحالم از اينکه اين سالها اوج پاک صدايش عاری از هرگونه بيماری ست ... لطفا هرکسی رو ميشناسيد که به نوعی از اعتياد رنج می برد توصيه کنيد که اين برنامه را ببيند که البته از قبل ترها شروع شده ولی الان قابل استفاده تر شده است .... شايد گاهی يک تلنگر تنها راه نجات باشد !

 


هر كسي هم نفسم شد دست آخر قفسم شد

چند هم نفس لينک ثابت مطلب | ابتداي صفحه