من فقط براي سايه خودم مي نويسم
:: HOMEPAGE :: E-MAIL :: Archive


چی بگم وقتی آفتاب نمی تابه ...

نوشته شده در ساعت ۱۳۸٥/٧/٢٩ توسط مريم

هنوز به جواب این سوالم نرسیدم .. اگر الان در جایی بودم ( از نظر اجتماعی یا شغلی یا عاطفي .. ) که میخواستم باشم ، از زندگي ام راضي بودم ؟؟

هميشه اين سوال تو ذهنم هست .. كه اگر اينجا نبودم و اوضاع بهتر از الان بود ديگه احساس غم و حسرت و غصه نميكردم ؟ .. يا بازهم درگير اين حس مبهم پوچي ميشدم كه انگار سرتاپايم را چنان گرفته كه هربار مثل غده اي رشد ميكند و بزرگ ميشود ... احساس ميكنم تا قله آرزوها راه زيادي باقي مانده .. و براي من كه هنوز دقيقا اون قله رو نميشناسم راه بيشتري هست ! و اين ابتداي سردرگمي هميشگي منه كه به خودم ميرسه ...

بعضي وقت ها دوست دارم همه چيز رو رها كنم و دوباره از صفر شروع كنم .. هنوز وقت هست واسه امتحان كردن واسه راه جديدي پيش گرفتن .. اما اين قوانين مسخره اين بايد و نبايد ها اين فكر آينده بودن هميشه جلوي علاقه ذاتي ماها رو ميگيره .. واقعا چند نفر از ما كار يا رشته تحصيلي مون رو دوست داريم و قله آرزوهامون يعني نهايت هدفمون به يه جايي در همون زمينه ختم ميشه ؟

هرچه ميگذرد به پوچي اين انتظار بيشتر ايمان مي آورم و به تنهايي غم انگيز دلم بيشتر وابسته ميشوم .. اين شب ها و روزهايي كه بي مهابا دلم را در دستان لرزانت جا دادم مگر جز اشك و انتظار و افسوس لابه لاي خنده هاي محوم ، چيز ديگري هم گرفتم ! ... اينهمه خاطره اينهمه نگاه آشنا ... سرانجام به كجا رسيد ؟ دلم كو ... دستانت كجا رفتند ؟ چرا هيچ صداي آشنايي نمي آيد ..هرچه ميگذرد من از تو دورتر ميشوم و به خود نزديك تر . اين براي من اميدي تازه ست .. تو  ! .. تنهايي ؟ غمگيني ؟ .. ميگذرد .. تمام ميشود مثل ابرهاي تيره بارانزاي ... همه چيز آسان تر از آنچه فكر كني تمام ميشود ! مگر آن روزها كه بودي و چشمانم غرق اشك بود چه كردي ؟ نه من سنگدل نشده ام ...آنقدر اعتمادم را بر باد دادي كه ديگر طاقت ترك خوردن ندارم ... نميخواهم عذابت دهم يا آزارت دهم نه من به اندازه گناهان خودم تو را بخشيدم .. بي هيچ كينه اي .. بي هيچ نقطه تاريك و روشني .. اما اگر روزي كسي ديگر را كنارم ديدي شكوه سر نده . بازي روزگار است و تو بازيگر خوبي نبودي ... نقشي كه به تو سپرده بودند سنگين تر از توانت بود تقصير از تو نيست ....

------------ يه روش درمان افسردگي و بيحالي هست كه خيلي خوب جواب ميده فقط كمي ناشناخته ست و البته درمان موردي داره يعني در عده كمي جواب مثبت ميده  ... اونهايي كه تو خونشون يه شاخص ماوراءالطبيعه اي دارند به اسم dariush love ---- dl ... در افسردگي اين افراد دي ال خونشون پايين مي افته كه با موسيقي درماني از نوع داريوش بهبود مي يابند .اين روزها بدجوري بهش نياز دارم ....

با تو آسان ميشد از دست سياهي ها گريخت ...


هر كسي هم نفسم شد دست آخر قفسم شد

چند هم نفس لينک ثابت مطلب | ابتداي صفحه