الف مثل آ .... ؟ !

یه روز خوب - یه روز بد .. یه روز یه گلوله آتیش - یه روز یه کاسه یخ .. یه روز لبخند های الکی- یه روز گریه های لحظه ای .. چقدر بالا و پایین ! چقدر نوسان ! .... یه حسی مثل موج دریا که جزر و مدش هیچ وقت با هم یکسان نیست .. هیچ وقت گوش ماهی های کنار ساحل شکل هم نیستند ... هیچ وقت علاقه ای به جمع کردنشون نداشتم .. با همه زیبایی هاش من فقط نگاهم به عمقش بودم ... دوست داشتم یه بار اون وسط ها اون آخر های موج هاش رو لمس کنم .. فکر میکردم مثل عشق خودم اینم انتهایی نداره ... اما هر دریایی یه ساحلی داره یه جایی ته خط .. وقتی می بینی آب نزدیک لب هات رسیده ، پاهات ديگه بي حس شده ، تنت كوفته ست .. آروم آروم ميري زير آب و ميرسي كف ماسه ها .. همونجا ساحل درياست براي تو ... پس دريا هم يه نهايتي داره ولي بسته به توان هركسي مسافتش فرق ميكنه !

آره زندگي هم همينجوريه .. هرچقدر بجنگي و قوي تر باشي ديرتر به اون ساحل نهايي ميرسي .. اين تلاطم هيچ وقت بهت آرامش نميده . فقط تلالو خورشيد و نقره آبي مهتاب روي تنت جا ميمونه .. آرامشي وجود نداره حتي واسه يه لحظه ! ... راست ميگن هروقت به خواب ابدي بري به آرامش ميرسي به همون ساحل ماسه اي ... به قولي : كوروش آسوده بخواب كه ما خوابيم !

dd234afd5f.jpg

نگاهم ميافته به عكس روي ديوار ، به اتاق درهم ريخته ام ، به موهاي كوتاهم تو آيينه .. رومو برميگردونم .. نگاه ميكنم به كف دستم يه نقطه گود اون وسط كه انگشتت رو ميذاشتي روش و ميچرخوندي ... مسخره ست .. همه تصوير هايي كه ازت دارم همه اش مسخره ست .. هميشه يه لبخند زوركي تو عكس هامون زدم و هميشه قيافه حق به جانب گرفتي ! ... دستمو ميذارم روي صفحه كاغذ سفيد .. ميخوام بنويسم . از چي ؟ از خودم از تو از آدم هايي كه اطرافم هستند از اينهمه احساس متضاد .. از اين حس مزخرفي كه تو دلم گير كرده و ميخوام تا اونجا كه ميتونم بلند بلند گريه كنم .. اگه دوست داري ميتوني اشك هام رو ببيني .. واسه من يه تماشاچي اينقدرها هم مهم نيست ! ...

كاغذ مچاله شده توي سطل آشغال ميفته .. نگاه ميكنم به آيينه .. خنده ام ميگيره .. مگه ميشه تو يه لحظه ازت متنفر باشم يه لحظه عاشق ! ... همه چي مسخره ست .. به خصوص وقتي شكل جدي به خودش ميگيره خنده دارتر ميشه ..

چه جوري ميشه بدون پرت شدن ، روي يه طناب باريك راه رفت ! چه جوري ميشه يه هفته ، فقط هفت روز اين طناب باريك آروم بگيره و اينقدر بالا و پايين نره ... چرا پاهاي من اينقدر ميلرزه .. نه از ارتفاع ميترسم نه از هيجان اما چرا اين طناب اينقدر براي سنگيني تن من نازكه ؟ ....

من ؟

خوبم .. خسته ام .. حوصله دارم .. تنبل شدم .. الكي خوشم .. زيادي فكر ميكنم .. حس بدي دارم .. دوستت دارم .. تنهام .. درس دارم .. سرم شلوغه اينروزها .. دلم تنگ شده واسه صداي داريوش .. خوشحالم !! ..

----------------------------------------------------------------------------------------------------

ن . ن ۱ : دوست داشتم اين پستم رو پاك كنم ولي دلم واسه انگشت هام سوخت . ( عنوان پست رو تريبون آزاد گذاشتم ... آ مثل چي ميمونه ؟ )

ن . ن ۲ : راستي احساس خوبيه كه كسايي رو كه ميخوندي ، بتوني ببيني ...روز خوبي بود 11.gif 

ن . ن ۳ : معذرت از تمام دوستاي خوبم كه نتونستم اين مدت به وبلاگ هاتون سر بزنم ... يا جبران ميكنم يا كلا بيخيال خودم و وبلاگم ميشم ...35.gif

/ 35 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رهگذر

سلام به قول خودت ؛آره زندگي هم همينجوريه ؛ آه! منتظرت هستم عزيزم تونستی به من سر بزن

دخترک اسفند ماهی

مریم عزیز سلاااااام خوبی؟ وبلاگت خیلی خیلی قشنگه.... خیلی از وبلاگت خوشم اومد سری هم به وبلاگ من بزن. چشن تولده! چوشحال می شم بیای خدا- نگهدارت

اوا ونازی

سلاااااااااااااااااااااااام مريمی از قضا خيلی زيبا بود خوب شد خلق ا.. را محروم نکردی

آرمين

مريم عزيز خوب به اين چند جمله گوش كن! و مثل همان جمله اي كه گفته بودم و خوشت آمد خودت تصميم بگير! آيا گنجي قبل از به زندان رفتن عزيزتر نبود؟ آيا نبايد براي كسي كه بعد از يك دوره ي بدي بازگشته و مانند ملت شده آن هم بسيار پرتلاش تر از من و شما براي رسيدن به آزادي؟ به نظر شما گنجي مي توانست در كشور خورد كاري از پيش بررد؟ مگر اميرانتظام چه كرد كه گنجي نكرد؟ مگر از اميرانتظام غير از يك زنداني چيزي ديديم؟ گنجي هم مي شد يكي مثل او كه از اين به بعد همواره يك زنداني مي بود آن هم بدون نمود اطلاع رسان! گنجي امروز بيش از هر ايراني ديگر خاري است در چشم نظام! و بدان دوست نازنين من! اينان تنها با كساني مشكل دارند كه از كثافت كاري هاي درون حكومتشان آگاهند و زبان مي گشايند! سعيد امامي هم اگر كشته نمي شد خاري مي شد در چشم خودشان! حرف بسيار است و زمان اندك و خستگي چشمانم آزاردهنده! مريم خوبم! بيش از هر چيز ما بايد از مدافعان آزادي و آوانگاردها و پيشروان مبارزه دفاع كنيم و آن گاه كه بايد انتخابي بين او و ديگراني كه مي توانند صاحب قدرت شوند بهترينشان را برگزينيم! به هر حال از شما ممنونم كه با حوصله نظر داديد

فرزانه

نگران نباش عزيز دل ... اين نيز بگذرد ... ضمنا بي خيال وبلاگ شدن نداريم ... بازم بنويس ... مواظب خودت باش ضمنا سال نو هم پيشاپيش مبارک ... اميدوارم توي سال جديد بياي و از آرامشي که بهش رسيدي بنويسي . نه توي هيچ خوابي ،‌که توي بيداري خود زندگي

مجيد

سلام . ويژه نوروز ۸۶ يه آپ ويژه کردم سال نوت هم پيشاپيش مبارک

انيتا

اميدوارم اين روزا سرت به خوشي گرم باشه سال نوهم مبارك

فرزانه (دخترك كولي)

ا مثل اوا؟ مريم نازم بارونی نبينمت و خاکستری...... تو فکر کنم با ويرجينيا و لی من با لورا

رضا>>>مثل آينه

الف مثل آ .... ؟؟! نميخوای کامنت‌هات رو جواب بدی؟ پيشاپيش سال نو رو بهت تبريک ميگم.