وقتی تنهایی نصف میشه !

وقتی دیدمت اینقدر همه چیز طبیعی بود که به نظرم نیومد چند ماه از همدیگر دور بودیم ! یه دفعه به خودم اومدم دیدم همه چیز در مورد اینه که بتونیم یه عمر کنار هم باشیم ... قرار شد بریم یه انگشتر با نگین های درشت بخریم ... قرار آرایشگاه مراسممون ، آتلیه و محل مراسم رو گذاشتیم ... همه چیز تو یه ساعت !!!

یه لحظه از سرعت تمام این حرف ها ترسیدم ... فکر اینکه بشه تا همیشه پیش تو موند منو به فکر میندازه ! حس اینکه همه چیز در انحصار یه موقعیت باشه ! حس اینکه سایه تا همیشه روی یه دیوار بیافته ... شاید من هنوز نتونستم هیچ کس رو در اون حدی که میخوام دوست داشته باشم ... همیشه تو منو دوست داشتی ... تو منتظر بودی همه چیز درست بشه ... من همیشه از دور بودم ... من...

شاید تمام این ترس من از اینه که تا الان نتونستم به یه رضایت کامل از خودم برسم ... به خاطر همینه که فکر می کنم هنوز یه سری کار ناتمام دارم یه کارهایی که دوست دارم به خاطر سایه انجام بدم .

شاید از احساس مسئولیت بترسم و شاید نتونم باور کنم که زندگی با یک نفر و در یک راه خلاصه میشه شاید از این واهمه دارم که تنهایی بیشتر میتونم به اهداف خودم برسم و شاید هنوز اون فردی که نیمه گمشده این توپ گردآلو باشه رو پیدا  نکردم . من فکر میکنم همین آخری درسته !

اعتقاد دارم هرکسی یه مکمل داره که با وجود اون میتونه بهتر به راهش ادامه بده .. همون قطعه گمشده که سیلور استاین میگه ! و حتی یه زمانی ممکنه اون قطعه رو دوباره از دست بده و تنها بشه فقط ایندفعه یه تفاوت داره که هم خودش و هم قطعه تبدیل به یک موجود کامل شدند و دیگه سرعت حرکتشون مثل قبل آهسته نیست ..

من و سایه تازه همدیگه رو پیدا کردیم و فکر میکنم جای خالی زیادی واسه پر کردن داریم و با همراهی یه قطعه دیگه بازهم جا خالی دارم !! پس این راه چاره نیست ....

/ 9 نظر / 11 بازدید
-amir-admin

با عرض سلام خدمت شما دوست گرامی وبلاگ شما بسیار جذاب و دیدنی بود بدین جهت از جنابعالی دعوت می گردد که به جمع انجمن تخصصی تبادل نظر بپیوندید و با حضور خود در سایت ما به عنوان یکی از مدیران فعال یکی از بخش ها انتخاب گردید.... ما به آینده می نگریم ... سایت تبادل نظر سایتی است که آنچه که نیاز روز بخواهد را می تواند تامین نماید...سایت ما جنبه ی تبلیغاتی ندارد. مشتاقانه منتظر شما هستم تا شما را در زمره ی مدیران انجمن ببینم. موفق باشید و موید با تشکر admin www.tabadolenazar.ir

سینوحه

نگران نباش.... زمان همه نگرانی ها رو رفع میکنه

مسلم

بی‌دار می‌شوم. باورم نمی‌شود؛ گفته بودم که. چشم‌هایم را می‌بندم و به کودک درونم می‌آموزم خیلی از بوها نه به‌وجود می‌آیند، نه از بین می‌روند، نه از جایی به جای دیگر منتقل می‌شوند. \\ فقط همان‌جایی که هستند، می‌مانند و اسطوره می‌شوند... سلام خوشحالم که باز این وبلاگو به روز می بینم .. و بیشتر از اینکه سایتو پیدا کردی...

آزاده

دو جفت ماهي كوچك، دو تا نر اخمو.... حوض فيروزه‌اي كوچيكم ، قاب دوتا ماهي‌نارنجي شده. چشم انتظار قلاب‌هاي ابريشمي‌تون...

دریا

!!!! ............. ............... ............... .................

دریا

... چیه چرا اینجوری نگاه می کنی به نوشته هام؟ خوب دارم فکر می کنم قابل توجه بودند نوشته هات

خلوت دل

بعضي‌ها شعرشان سپيد است، دلشان سياه، بعضي‌ها شعرشان كهنه است، فكرشان نو، بعضي‌ها شعرشان نو است، فكرشان كهنه،