شکست نياز

وقتی با منی ..گويی از من دور مانده ای///وقتی بی منی..گويی تو را از من دور کرده اند

هرچه نوشتم آن چيزی نشد که دلم را راضی بکند و از همه مهمتر سايه خفته ام را !

از تنهايی برايت خواهم نوشت به زودی فقط وقتی که اين حس گنگ و محو گلوگاهم را مرتب فشار ندهد و بغضی نياورد .. اشکی به روی صفحه سپيد که نه از شوق ست و نه غم ... شايد که نوميدی خاموش تنهايی ام باشد ..

من و تو گرچه باهم نزديک ايم اما تنها مانده ايم که تنها بودنمان دليل همين با هم بودن است .. اگر زنجيری از عشق به سنگينی اجبار به پايت افکنده بودم تا به حال صد باره پاره اش ميکردی ! .. همين پرواز موازی .. همين دنيای انفرادی .. همين گذشت لحظه ها .. همين نقطه ی آغاز ٬ شروع تمام تنهايی هاست ...

برايت از فروغ مينويسم که ديريست دلم هوای زيستن در خيالش را دارد ..

آتشی بود و فسرد .......... رشته ای بود و گسست

دل چو از بند تو رست ....... جام جادوئی اندوه شکست

آمدم تا به تو آويزم ... ليک ديدم که تو آن شاخه بی برگی

ليک ديدم که تو بر چهره اميدم ... خنده مرگی

وه چه شيرينست

بر سر گور تو ای عشق نياز آلود .... پای کوبيدن

وه چه شيرينست

از تو ای بوسه سوزنده مرگ آور ... چشم پوشيدن

وه چه شيرينست

از تو بگسستن و با غير تو پيوستن

در بروی غم دل بستن ..... که بهشت اينجاست

به خدا سايه ابر و لب کشت اينجاست

تو همان به که نينديشی

به من و درد روانسوزم

که من از درد نياسايم .......... که من از شعله نيفروزم .

ـــــــــــــــــــــ از من نخواه که هميشه همينطور بمانم .. تنها برای لذت شاد بودنت در اين روز و اين لحظه خوشحالم ... همين يک بار که اميدوارم برايت زيبا بوده باشد !

                

/ 17 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ehsan

سلام مریم عزیز ! من هنوز این حوالی ام و شاید برای همیشه ماندم!!! من به دعوت کسی نیامدم که به عتاب اش بروم !! امیدوارم شاد باشی و. در مورد آن چیزی که نوشتم و تو باور نداری ، بیشتر فکر کن ... باور کن ه میشود و می توانی ، نمی خواهم ادای دیل کارنگی را در آورم اما تو می توانی این را من که ناظری از بیرونم بهتر می توانم ببینم ..شاد باش و امیدوار

ترسا

باد آمد و تمام نفسهام را برد

houman

(امشب سایه ام را بر پای بلوطی ببندید تا به رحیق نابی من در آیم..) سلام مريم جان اميدوارم حالت خوب باشه من آپ کردم به ما هم سر بزن اينو هم يادت نره که بگی کی آنلاين ميشی..ميخوام يه گپ دوستانه داشته باشيم

محمد رضا

وقتی هر کجا که هستی سايه ات هميشه با توست... الا يه جا اونم در طنين شب های با تو بودن در کنار ياران يا اينکه می خواهی چيزی باشی با سايه ات تا اينکه برايش بنويسی ....؟ ولی سايه ات را به خاطر بسپار سايه رفتنی است...! حالا اگه تونستی از سايت زود تر راه بری (-: آپ ديت شدم. با سپاس بدرود

حسین

حاج خانوم فکر اماکن باش که همينروزا پلمپ نکنه خونتو،هرکی مارو می بينه ميگه برو عکسه وبلاگ مريم و ببين.آخه اينم کاره؟اينم عکسه؟اينم سليقه اس؟!!!!؟ (يه تا چشمک به زبونه يزدی)شاد باش

حسین

يه نمونه اش هم همين پسره دوتا پله پايين تر از من که اول اسمش ممد رضاس

حسین

در ضمن حق الکامنت ما يادت نره!!!

sooshiyans

سلام با اينکه فروغ نمی خونم ولی قشنگ بود. يه جواب هم بهت بدهکارم يعنی موعود آخر الزمان. سبز باش و آفتابی

javad shokri

سلام..خوبی مريم جان....حالا چرا نميشه هميشه شاد باشی؟/؟؟؟