بر من ببخشای که اینچنین شیدایم ..

بر من که عمری ست از دیارت گذر کرده ام 

بر من که دستان پر مهرت را رد کرده ام

بر من ببخشای اگر میتوانی ..

ذهن خسته ام را از طاقچه خاطراتت بردار

تن ناتوانم را به روی بستر بخوابان

من محتاج سکوتم

حرف هایت را در گودی دستانت جمع کن

با غنچه لب هایت گرمای آخر را در نفسم بدم

من تشنه آرامشم

کنار بسترم زانو بزن .. هیچ نگو که همه چیز را میدانم

دستانم را نگیر که لیاقت محبتت را ندارم

انگشتانت را روی تن هزار پاره ام نگذار

که شاید تنها به اشارتی چون دانه های پلاسیده انگور فرو ریزد

بوسه هایت را روی لب های من هوس آلود نکن

تنها کنارم بنشین دست هایت را رو به هرکجا که میخواهی بالا ببر

زیر لب زمزمه کن برای آنکسی که ما را می بیند

عربی یا فارسی مهم نیست .. تنها التماس هایم را برایش ترجمه کن

نگاه هایم را برایش بفرست

میدانم حرف تو را به خوبی میخواند

تا آمدن جوابش چشم هایم را می بندم

گوش هایم را به نجوای دلنشین ات می سپارم  

آری  من محتاج آرامشم ....

----------------------

فعلا خانه سایه تاریک است و پیغام ها خاموش . تا بازخوانی دوباره ذهنم سکوتم را ببخشید ..

شاد باشید و بهاری .

/ 34 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرزو

آرامش زيادی هم خوب نيستا!

فرزانه عيد شما هم مبارک

خانم دالوی؟ هيچ معلومه کجايی؟ ما رو بی نوشته گذاشتی کجا داری با سايت قهوه ی تلخ ميخوری؟

هنگ بزرگ

کجايی؟ تو را من چشم در راهم شبهنگام... دارم داغون ميشم... انگار يه چيزی بد جور روی پشتم سنگينی ميکنه... احساس ميکنم يه چيزی رو کم دارم يا دارم از دستش ميدم... دارم ميرم تبريز... دوره کد، ۲ ماه.. از ۱۰/ ۰۲/ ۸۶ ميرم تا دو ماه بعد...

دلخون

سلام به مریم بانوی پرستار امان از دست فیلتر های نابجا علت فیلتر شدن چیست؟ ... با دلنوشته شکوه دل ز سد سیوند چشم براه شما هستم

آرمين

دير نياي مريم عزيز. راستي لينك من رو هم عوض كن لطفا

دلخون

سلام خاله مریم دعوتت می کنم در تولدم راستی آرزو هام را نوشتم و یک بوته گل نرگس را تقدیم خاله گلم کردم منتظرت هستم خاله

پرديس

سلام خاله مریم دعوتت می کنم در تولدم راستی آرزو هام را نوشتم و یک بوته گل نرگس را تقدیم خاله گلم کردم منتظرت هستم خاله خاله نوشته زير را ژاک کن آخه اشتباهی از طرف ایشون زده شده من فرستادم